خوشبختی و بدبختی تو از افکارت ناشی می شود." کارنکی"

بسم الله الرحمن الرحیم   خلاصه مباحث کتاب با شهر و منطقه در ایران                           اسماعیل شیعه   فصل اول     شهرسازی سنتی   در شهرسازی سنتی ایران شهرها برای تداوم و حیات خود علاوه بر موقعیت مناسب باید دارای شرایط مساعد طبیعی – ارتباط فرهنگی و اجتماعی و حیاط اقتصائی می باشد. در شهرسازی ایران قبل از اسلام فضای کالبدی شهرها شامل: - کهن دژ (دژ حکومتی) – شارستان (فضای پیرامون کهن دژ ) – ربض (فضای گرداگرد شارستان) . در شهرسازی دوران اسلامی فضای کهن دژ جای خود را به فضای اجتماعی (مسجد و تاسیسات مذهبی) داد. و فضای حکومتی در کنارشهر قرار گرفت شالوده ی شهر ایرانی در چهار عامل قابل تشخیص است : 1. فضای مسکونی (محله) 2. فضای اقتصادی (بازار و بازارچه ) 3. فضای تاسیساتی (آب انبار و گرمابه ... ) 4. فضای مربوط به شبکه ی راه ها .   شرایط و سیمای مراکز زیستی از جمله اهداف برنامه ریزی مسکن بازده ی مطلوب اقتصادی – ارتباط با محیط و معیشت – تغیر ساختار اجتماعی در قالب تغیر و اصلاح محیط کالبدی می باشد. از اینرو شرایط محیطی توانبخشی برنامه ریزی و برنامه ریزی زمینه ساز طراحی کالبدی می باشد. در تیجه با استفاده از شرایط مطلوب محیط می توان طراحی کالبدی را بسوی نظامی قانونمند سوق داد.  در طراحی کالبدی فضاهای زیستی باید موارد زیر را رعایت نمود:   @  سیمای محیطی مراکز باید مطابق با شرایط محیط اجتماعی – اقتصادی و طبیعی شکل گیرد. @ در طراحی کالبدی باید به عناصر مختلف و شرایط و استعداد های محیط بها داد. @ از ایجاد فضاهای که از نظر ترکیب – زیبایی – عملکرد و هماهنگی در شکل و نما نامربوط هستند خودداری کرد. @ در طراحی کالبدی به سلسله مراتب فضاعای عمومی – نیمه عمومی – خصوصی و نیمه خصوصی توجه کرد. @ در طراحی زیستگاهای شهری و روستای باید به چهره اقلیم – اقتصاد- طبیعت و جامعه و فرهنگ آن توجه کرد. ** نکته : در طراحی کالبدی اگر حداقل به آن چه که در طراحی گذشتگان ملحوظ شده است همگام با پیشرفت دانش شهرسازی توجه شود رهگشای طراحی آینده  خواهد بود. **   مراکز زیستی و سوانح طبیعی غالب مراکز سکونتی و جمعیتی شهری و درصد عمده ای از روستاها در کمربند زلزله قرار دارند. و همچنین بیشتر تاسیسات شهری مانند راه آهن – سدها و... در این نقاط قرار دارند. مهمترین مسئله در برنامه ریزی شهری و اقدام در این زمینه مسئله ی کنترل و نظارت بر اثرات عوامل نامساعد طبیعی بر پیکره ی مراکز زیستی و تاسیساتی مختلف اجتماعی و اقتصادی می باشد. ** نکته : تمرکز جمعیت در چند نقطه با شرایط جغرافیایی ایران سازگار نمی باشد.** لذا مهمترین گام در برنامه ریزی شهری در ایران برنامه ریزی پراکندگی جمعیت می باشد و این خود یک گام موثر برای مقابله با حوادث طبیعی می باشد. ** مهمترین اصول برنامه ریزی دفاعی در برابر ناملایمات طبیعی در اختیار داشتن بانک اطلاعاتی از مناطق می باشد که شامل: - نقشه های دقیق از محل روستاها و مراکز زیستی – تعداد جمعیت – خصوصیات فیزیکی ساختمانها – خصوصیلت کالبدی راههای دسترسی به آنها و ... می باشد.             -------------------------------------------------------------------------- فصل دوم     ملاحظات زیست محیطی در شهرها   تعریف محیط : واژه ی محیط به معنی احاطه کننده – در برگیرنده  می باشد و در کل محیط به تمام عواملی که موجب تکامل هر موجود زنده و تحول شخصیت انسانی شود محیط نام می گیرد.    :  علمی است که رابطه ی بین موجودات  زنده با یکدیگر و با محیط خود برسی می کند  (Ecology) بوم شناسی   مهمترین توصیه های لازم جهت حفظ محیط زیست  +.  برای محیط و با محیط ساخته شود.  +.  توجه به انسان و ارزشهای او در برنامه ریزی توسعه شهر و تقدم انسان و ارزشهای وی بر صنعت  +.  ساختمانها با توجه به نظام طبیعی و انسانی طرح شوند .  +.  بر فضلاب ها و پس آبها و گازهای شیمیایی صحیح نظارت شود.  +.  به کشاورزی به عنوان عامل اصلی بقای انسانها بها داده شود.  +.  تراکم و تمرکز شهرها متناسب با وسعت و خاک و پراکندگی منابع باشد.  +.  از ساخته شده بزرگراها و راه های اصلی درون شهری و برون شهری در مسیر محلات خودداری شود.  +.  در برنامه ریزی و طرح ریزی شهرها  به رابطه انسان با طبیعت توجه شود.  +.  برنامه ریزی کاربری زمین موجب تداخل فعالیتهای نامربوط نشود.    +.  تاسیسات آموزشی و فرهنگی در میان محلات جایگزین شده و توسعه یابد.  +.  از ایجاد کارگاه های صنعتی و صنایع مزاحم در داخل محلات مسکونی خودداری شود.  +.  مراکز محلات در حقیقت مرکز فرهنگی و اجتماعی شهرها باشد.   عوارض زیست محیطی در ساختمانهای مرتفع   $ علل احداث مجتمع های مرتفع : . اجتماع جند خانوار در یک مجموعه تا فضای بیشتری برای محوطه سازی و زمین بازی فراهم شود.        . در عرصه های اجرای عواملی از قبیل گرانی زمین – مصالح ساختمانی – تقاضای مسکن – افزایش     مهاجرت ها – تمرکز جمعیت – صرفه جویی اقتصادی و کمی درآمد متقاضیان و ... می باشد .   $ عوارض ناشی از ساختمانهای مرتفع   1. موقعیت و قطعه بندی زمین / معمولا ساختمانهای بلند در جای ساخته می شوند که بر خلاف مقررات استفاده از زمین – منظر سازی و طراحی شهری می باشد . در نتیجه از نظر شبکه های ارتباطی – کاربری زمین – سیمای شهر مناسبات چندانی ندارد.   2. عوارض طبیعی شامل: #  عوارض مربوط به خاک وزمین :  وزن ساختمان، فشارهای ناشی از ورن ساختمان بر روی زمین و شکسته شدن لایه های خاک # عوارض مربوط به هوا: ارتفاع زیاد ساختمان مانع از وزش بادها و جریان طبیعی هوا می شود. # عوارض مربوط به صدا . # عوارض مربوط به نور . # عوارض مربوط به حرارت و برودت هوا    3. عوارض انسانی شامل: # عوارض مربوط به خانوارهای ساکن در برج ها – سطح زیربنای خانواربستگی به سطح درآمد آنها دارد. – گروههای با شرایط متفاوت با هم زندگی می کنند. – حالتی غریبه بهم دارند. # عوارض فرهنگی خانوارها  . # مسائل جنبی اجتماعی : اختلاف نظر در پرداخت هزینه های مشترک ساختمان – امکان اختلاف و درگیری بین خانواده ها در صورت مشاجره ی کودکان – امکان بروز اعتیاد و کجرویهای اجتماعی – ایجاد زندگی مصنوعی و ماشینی – عدم مشارکت و تعاون بین ساکنین ساختمان – تنهای انسان در مجتمع ها – عدم آزادی و آزادگی روح. # عدم ایمنی در برابر حوادث مانند زلزله – آتش سوزی – خسارت بر ساختمانهای مجاور   4. عوامل بهداشت محیط : بیماری های مسری و شیوع آنها – وجود حیوانات خانگی مانند سوسک و موش – ارتفاع و مشکلات ناشی از آن – کاهش فشار هوا – وجود فشارهای عصبی و روانی   5. تاسیسات و تجهیزات عمومی و زیر بنایی : افزایش شبکه های آب و فاضلاب – کاهش فشار آب در طبقات – سطح ترافیک هنگام صبح و پایان کار بیشتر است  – هزینه های نگهداری ساختمان بیشتر است.   6. عوارض زیباشناسانه : عدم امکان دید افق و طبیعت – عدم دسترسی به فضای سبز – وجود تضاد در ارتفاع و حجم ساختمانهای کوتا و بلند – وجود تضاد با معماری بومی و سنتی – تکراری بودن نما و شکل ساختمان   آموزش های  همگانی در حل مشکلات شهری مهمترین عامل حل مشکلات شهری بجز صرف هزینه ها و وقت زیاد افزایش سطح اطلاع عمومی و آموزش عمومی در زمینه ی شهری می باشد.                   ------------------------------------------------------------- فصل سوم                         ظوابط برنامه ریزی مسکن در شهرها و مناطق   عوامل احداث  ساختمانها و گسترش بی رویه ی شهرها در ایران 1. آغاز صنعتی شدن کشور .- 2. مساعدت و همکاری بازار کار در شهرها .- 3. واگذاری بدون برنامه ریزی زمین .- 4. فقدان امکانات اقتصادی و اجتماعی در نقاط مهاجر فرست .- 5. مشکل در اجرا و مدیریت برنامه های اقتصادی و اجتماعی در مناطق.   عواملی که باعث کاهش مشکلات در زمینه ی شهری می شود عبارت است از: الف) تحقیق در زمینه و ارتباط با مسائل شهرسازی که به چند طریق زیر صورت می گیرد: 1. تحقیق در زمینه ی ویژگیهای شهرسازی و مسکن در مناطق بومی کشور (چه بوده ایم ) 2. تحقیق در زمینه ی مسکن و بافتهای ساخته شده شهری ( چه کرده ایم ) 3. تحقیق در زمینه ی نیازهای اجتماعی و اقتصادی خانوارها از داشتن مسکن 4. تحقیق در زمینه ی روشهای مناسب ساخت مسکن با توجه به شرایط مختلف محیطی و متقاضیان مسکن   عوامل محدود کننده ی  عرضه ی مسکن در شهرهای بزرگ و سطح کشور عبارت است از : - گرانی زمین – اعتبارات ناکافی در برنامه های اجرایی – عدم تناسب در توزیع  اعتبارات موجود در نواحی مختلف – عدم مدیریت  در احداث مسکن – کمبود کارگر ماهر -  مرغوب نبودن مصالح – گرانی مصالح در بازار – پائین بودن سطح کارائی پیمانکاران – پائین بودن سطح درآمد متقاضیان مسکن – کمبود تاسیسات و تجهیزات در مناطق قدیمی شهرها   *  مهمترین عامل در عرضه  مسکن در شهرها را می توان حد انتظار بالای سرمایگذاران برای بازده ی بیشتر در سرمایه گذاری مسکن می باشد.*   * یکی از اقدامات مهم در زمینه ی کاهش بحران مسکن در شهرها این است که دولت اقدام به خرید زمین های وسیع پیرامون شهر کند که به این وسیله بر سود جویی زمین نظارت کرده و همچنین برای توسعه ی آینده ی شهر برنامه ریزی صحیح ارائه دهد   عواملی که باعث بهبود کیفیت واحد های مسکونی می شوند عبارتند از : 1. نیازمندیهای وابسطه به واحد مسکونی : نیازهای آموزشی – فرهنگی- تفریحی - خدماتی 2. عوامل اخلاقی اجتماعی : بطوری که برای هر خانوار یک واحد مجزا و مستقل ایجاد شود 3. نیازهای بهداشتی :  یک واحد مسکونی باید از دید کافی برخوردار باشد – وجود سرویسهای بهداشتی – آشپزخانه – باید به طور مناسب از نور طبیعی و مصنوعی برخوردار باشد – امکان استفاده از هوای پاک – 4. عوامل آسایش و آرامش : دور بودن از سروصدا – دود – داشتن فضای سبز – منظر مناسب – پیشبینی بالابر – مجزا کردن قسمت های خصوصی و عمومی از هم – مناسب بودن فاصله تا محل کار 5. عوامل سازه ای : شامل عوامل مربوط به استائی ساختمان در هنگان سوانح طبیعی 6. عوامل زیبایی و نما واحد مسکونی : مهمترین عامل در زمینه ی برنامه ریزی کیفی مسکن مسئله ی طبقه بندی مسکن در زمینه ی ضروریات مختلف می باشد.   ضوابط طرح و برنامه ریزی مجموعه های مسکونی 1. سطح مورد نیاز بر اساس نیز خانوار و توان اقتصادی باشد و بقیه به مصارف عمومی برسد. 2. از احداث ساختمان در زمین های پست و سیل گیر خودداری شود. 3. به حفظ آثار تاریخی توجه شود. 4.  در طراحی قیمت زمین تعین کننده نباشد بلکه رفا خانوار و هنر شهرسازی تعین کننده باشد. 5. قطعه بندی صحیح انجام شود.   ضوابط طراحی و برنامه ریزی واحد های مسکونی 1. تعین طول و عرض مناسب قطعات مسکونی . 2. ایجاد و احداث شبکه های آب ، بهداشت، فاضلاب، دفع آبهای سطحی و ... در قطعات تفکیکی   تراکم و نظام سکونت   در شهرسازی دو نوع تراکم داریم : الف) تراکم جمعیت        ب) تراکم مسکونی * تراکم جمعیت در سطح کشور و منطقه بر حسب کیلومتر مربع است ولی در سطح مجتمهعای زیستی بر حسب ایکر یا هکتار است * تعریف کلی تراکم : عبارت است از پراکندگی متوسط  تعداد جمعیت در واحد سطح . برای تعین حدود تراکم جمعیت دو نوع تراکم برسی می شود: الف ) تراکم خالص : نسبت جمعیت به زمینهای مورد استفاده واحد های مسکونی فقط ب ) تراکم ناخالص : نسبت جمعیت به کل زمینهایی با هر کاربری (تجاری – مسکونی – صنعتی و... )   # در زمینه ی معایب و محاسن تراکم جمعیتی نظر  روانشناسان  و جامعه شناسان بر سایران دست اندرکاران وسائی شهری مقدم تر است.#   معایب  تراکم بالا :  نارسای در زمینه تربیت ×× نارسای در زمینه ی تاسیسات  آموزشی و رفاهی × × نارسای در زمینه ی آسایش و آرامش ×× بروز اختلافات اجتماعی ×× فقدان زندگی خصوصی ×× فقدان و کاهش شبکه های ارتباطی و بحران رفت و آمد ×× متراکم شدن رفت و آمدها ×× کاهش تابش نور خورشید به صورت مستقیم ××  بروز انحرافات اجتماعی ×× اختلال در ارتباط انسان با طبیعت ×× فقدان فضای سبز ×× افزایش مصرف انرژی ×× ناهماهنگی در سیمای محیط و ...      محاسن تراکم بالا : کاهش هزینه در اجرای برنامه های عمرانی ×× افزایش ارتباطات اجتماعی در عرصه ی زندگی ×× تعاون و همکاری در حل مسائل اجتماعی و....   معایب تراکم های پایین : فردگرایی و دور شدن از زندگی اجتماعی ×× بالا بودن هزینه های زیربنایی و نگهداری آنها و ...   محاسن تراکم های پایین : همان معایب تراکم های بالا است   # مهمترین عامل دخیل در تراکم ساختمانی تراکم جمعیتی می باشد #   تراکم ساختمانی : عبارت است از نسبت درصد زیر بنای ساختمان در مجموعه طبقات آن به سطح کل قطعه زمین را تراکم ساختمانی گویند . مثال :  در یک زمین 4000 متر مربع برای 20 خانوار 20 واحد 200 متر مربعی با زیربنای مسکونی 100 متر مربع ساخته می شود.  درنتیجه       % 50    =   100 ×  ( 4000      / 100 × 20 )   =  تراکم ساختمانی    حال اگر بخواهیم برای همین تعداد خانوار در همین زمین 4000 متر مربعی بصورت آپارتمانی خانه ساخته شود و سطح زیربنای ساختمان (کف ساختمان ) 400 متر مربع باشد در پنج طبقه و هر طبقه چهار واحد باشد. زمین 4000 متری مربعی به یک قطعه 400 متری تفکیک می شود و هر خانوار همان 100 متر زیربنای مسکونی را خواهد داشت. در این صورت در تفکیک اولی به 2000 متر زیربنا برای 20 خانوار احنیاج داریم و 2000 متر مورد استفاده تاسیسات وتجهیزات قرار می گیرد در صورتیکه در تفکیک دوم فقط 400 متر به زیربنای 20 خانوار تعلق می گیرد و 3600 متر مورد استفاده تاسیسات و تجهیزات  قرار می گیرد.   # توجه : تراکم با سرانه نسبت عکس دارد یعنی هرچه تراکم بیشتر می شود مقدار سرانه کم می شود و برعکس # #  تراکم به منزله ی آن است که در مرکز زیستی چه حدودی از جمعیت سکونت خواهد داشت که در این صورت  میزان موفقیت دربرنامه ریزی مسکن و نیازمندی های آن بستگی به تعین تراکم دارد.# # نسبت هر سرانه به هر تراکم معمولا حدود زیربنا – فضای باز و حدود قطعه بندی را تعین می کند.#   سرانه های کاربری زمین  در شهرها سرانه ها مبنای برای تقسیم فضا محسوب می شوند. و همچنین آهنگی ویژه به طراحی شهری می دهند.    : مقدار متوسط زمینی که از هر کاربری به هر یک از ساکنین شهر می رسد. (Percapit) تعریف سرانه    عوامل موثر در تعین سرانه  کاربری های شهری:   1. اقلیم و آب و هوا : در تعین سرانه نقش مهمی را ایفا می کند. چون در یک نقطه مثلا احتیاج به تبادل حرارتی است و در یک نقطه ی دیگر به ذخیره ی حرارتی نیاز است. و مسائلی چون مسوله بادهای مزاحم، سایه، آفتاب، و عوامل آب و هوایی دیگری مطرح است. 2. مصالح ساختمانی : تعین منطقی سرانه ها مانع از اتلاف فضای ساختمانی و مصرف بیش از حد و نامعقول مصالح می شود. و نیاز به واردات مصالح را کاهش می دهد. 3. عرضه ی زمین : نکته ی مهم در عرضه ی زمین و مسئله ی تعین سرانه این است که گرچه مقدار عرضه  زمین در مناطقی کمتر است و یا بیشتر باشد نباید تعین سرانه با شرایط محیطی و معیارهای اصولی و ... ناسازگار باشد. چون مشکلات عدیده ای را ایجاد می کند. 4. عامل اجتماعی و فرهنگی : یکی از مهمترین معیارهای  تعین سرانه می باشد چراکه هر منطقه و محله ی شهری دارای یک سری ویژگیهای اجتماعی و فرهنگی و آداب و رسوم می باشند. که باید در ارائه سرانه ها به آنها توجه شود. چراکه عدم توجه به آنها باعت مشکلات سلامت و بهداشت روحی و روانی می شود. و غیر قابل جبران هستند . 5. عامل اقتصاد شهری : مصرف انرژی 6. شاخص های موجود محلی : این عامل ، عامل رهگشای تعین سرانه های پیشنهادی می باشد زیرا با توجه به شرایط طبیعی و فرهنگ و آداب و رسوم  ساکنان یک شهر و توچه به نوع ساختمانها و مقدار سرانه مصرفی، سرانه تعین می شود. 7. تعداد خانوار : با توجه به تعریف سرانه تعداد و اندازه خانوار از مهمترین عاول تعین سرانه می باشد که تحقیق مطالعه در این زمینه بهترین عامل برای تعین سرانه و قطعه بندی زمین و سطح زیر بنای مسکونی می باشد. 8. تعداد جمعیت شهر : میزان جمعیت شهر در عرضه زمین و انواع کاربری موثر است بنابراین ایجاد ارتباطی منطقی بین میزان جمعیت پذیری یک شهر و عرضه زمین ضروری است. در هر شهر تعین حدود و تعداد انواع کاربری  با میزان عرضه زمین – تعداد جمعیت و حدود منطقی سرانه رابطه مستقیم دارد. 9. طراحی : یکی از عوامل مهم در طراحی فضاها مسئله مقدار سرانه می باشد که نوع طراحی را مشخص می کند. 10. حوادث طبیعی : سرانه زمین می تواند یکی از عوامل کاهش دهنده ی آثار مخرب حوادث طبیعی باشد. 11. عملکرد ساختمان : هر ساختمان دارای عملکرد خاصی می باشد که با توجه به عملکردش سرانه مطلوب خود را می طلبد . پس با تعین ملاک صحیح سرانه ها می توان عملکرد ساختمان را به حداکثر رساند . 12. سلسله مراتب شهری: چگونگی نحوه ی طراحی محله بندی – منطقه بندی – و .... و نیازمندی آنها به تاسیسات زیربنای از جمله عوامل تعین سرانه می باشد. که از دو دید قابل ملاحضه است : یکی دید کمی (تعداد آنها ) و دیگری از نظر شعاع عملکرد تاسیسات با توجه به محله و منطقه  مورد نظر. 13. دانش فنی : نکته ی مهم در این زمینه این است که در آینده در شهر از چه دانش فنی استفاده می شود. تا سرانه بر اساس آن تعین شود.                        -------------------------------------------------------------- واحدهای  با زیربنای  محدود و مشکلات شهری    # طبق آمار در سال 1370 متراکم ترین شهر در ایران مشهد می باشد .# رشد جوامع شهری و افزایش جمعیت باعث شده است که شهر به سوی اراضی اطراف که بیشتر کشاورزی و مراتع و باغات می باشد توسعه یابد که باعث عوامل مخرب زیست محیطی و تاثیر در رشد نامتوازن کالبدی شهر و عدم رعایت اصول و مقررات شهرسازی شده است.   عوامل تاثیر گزار بر رشد کالبدی شهر و جمعیت پذیری آنها عبارتنداز:   1. افزایش جمعیت کشور     2. افزایش مهاجرتهای روستای به سوی شهرهای بزرگ 3. نقش دهی سیاسی – اداری به شهرها 4. تمرکز فعالیت های تجاری – خدماتی و سرمایه ای در شهرها 5. تمرکز تاسیسات رفاهی و خدمات عمومی در شهرها 6. عدم تعادل تراکم زیستی – سکونتی- ساختمانی و ناهماهنگی در حدود قطعات مسکونی 7. تغییر در نظام زیست خانواده ها   عمده ترین مشکلت  ناشی از رشد کالبدی وجمعیت پذیری شهرها: 1. آلودگی های محیطی و صدا و هوا و ..... 2. تمرکز و تراکم بیش از اندازه جمعیت و ساختمان در مرکز شهرها 3. افزایش قیمت زمین و اجاره بها 4. عدم تعادل در برنامه ریزی کاربری زمین 5. عدم تعادل در مرکز خدماتی رفاهی 6. تغیر در عوامل مختلف سیمای شهر 7. رشد نامتعادل واحد های مسکونی در زمین های نامناسب 8. افزایش تقاضای مصالح به علت افزایش ساخت و سازو تاثیر در قیمت ساختمان 9. عدم پاسخگویی مقبول تسیسات زیربنایی 10. قطعه قطعه شدن نامناسب اراضی داخلی شهر 11. مغایرت چهره و سیمای کالبدی بافت قدیمی شهر در رویاروی با بافت جدید 12. مغایرت ظرفیت و سطح شبکه های ارتباطی   عمده ترین مشکلات اجتماعی – اقتصادی – فرهنگی ناشی از مشکلات شهری عبارتند از: 1. کاهش توان اقتصادی خانوار در داشتن مسکن مناسب و قابل قبول:  کاهش توان اقتصادی خانوار باعث می شود که در زمینه ی شهرسازی مشکلات عدیده ای ایجاد شود که از مهمترین آنها افزایش تراکم خالص مسکونی در محلات ، افزایش طبقات ساختمان ، نزدیک شدن و همجواری برجهای مسکونی در خارج از معیارهای شهرسازی ، بروز مشکلات اجتماعی – کالبدی شهر، فقدان تاسیسات مورد نیاز به نسبت جمعیت و محدودیت عرضه ی زمین. که برای ایجاد تعادل بین سطح درآمد و اقتصاد خانوار با قیمت واحد های مسکونی یکی از راهکارها کاهش سطح زیربنای واحدها یا اصطلاحا کوچک سازی واحدهای مسکونی می باشد. 2. افزایش سطوح شهری و دور شدن شهرها از مراکز شهری : که این عامل باعث افزایش رفت و آمد بیشتر به شهر اصلی و مرکز آن می شود که خود باعث افزایش  تراکم ترافیک شهری شده است و مهمترین تاثیری که بر مسئله مسکن می گذارد رشد بی رویه و بی قاعده ی شهرها به حالتی جدا و مجزا از بافت اصلی شهر است که  باعث گسترش شهرها در خارج از محدوده قانونی خود می باشد.که خود باعث برهم زدن روال عادی زندگی شهری می شود. 3.عدم بازدهی تاسیسات و خدمات شهری در محلات مسکونی: خود این موضوع در دو جهت مورد برسی می باشد.  الف) در زمینه ی فضاهای داخلی واحد های مسکونی :  کوچک شدن واحدهای مسکونی - فضاهای مربوط به تاسیسات داخلی ساختمان – کمی عرض پله ها – پاگردها – محدودیت مساحت ایوانها – فقدان فضایی برای خشک کردن البسه – و... بوجود می آید. و مسئله دیگر تاثیر مجموعه های مسکونی بر محلات  است که باعث کاهش تکاپوی تاسیسات می شود. ب) در زمینه ی تاسیسات زیربنایی : شبکه ی راهها – شبکه های برق – آب – گاز- فاضلاب و .... 4.  عدم تجانس گروه های اجتماعی در محلات و مشکلات جدید - کوچک شدن زیربنای ساختمان باعث مشکلات عدیده ای می شود مانند : تنگی جا – فقدان آرامش و ... – مشکلات دیگری مانند مخارج مشترک ساکنین – صدا – اشراف ساختمانها به هم و .... باعث ایجاد تضادهای در بین ساکنین می شود که مشکلات فرهنگی – اجتماعی ایجاد می کند. 5. عدم توجه به ضوابط شهرسازی : یکی از هدفهای برنامه ریزی مسکن که دارای اولویت ویژه ای است مسائله ضوابط شهرسازی و گرایش به نظام برنامه ریزی می باشد. که از مهمترین ضوابط مربوط به سرانه ها – تراکم ها – سیمای شهر- حریم های  طبیعی و مصنوعی – کاربری زمین – چشم انداز – ضوابط اجتماعی – اصلاح محیط کالبدی و .... می باشد . 6. مبهم ماندن ادامه توسعه شهرها : در شهرها بحران مسکن باعث ابهام در توسعه و استمرار حیات شهری می شود.                                  ---------------------------------------------------------------- عدم تخریب ساختمانهای قابل نگهداری نتایج حاصل از تخریب ساختمانها و دوباره سازی آنها الف) نتایج اقتصادی : 1. افزایش قیمت مسکن به دلیل مصرف بیش از حد مصالح- 2. اختلال در ثبت تراکم های ساختمانی- 3. عدم کارایی تاسیسات عمومی و زیربنایی- 4. کاهش توان تولید مصالح ساختمانی- 5. صرف هزینه های اضافی به علت کاهش کیفیت راههای ارتباطی ب) نتایج اجتماعی و تاریخی : 1. روشهای سنتی  ساختمان سازی  به فراموشی سپرده می شوند. پ) نتایج مربوط به تاسیسات : 1. تغیر مکرر درشبکه های تلفن ، آب ، برق و ...که باعث  صرف هزینه های بیشتری می شود. 2. تجدید مکرر آسفالت خیابانها ت) مسائل زیست محیطی : -  ایجاد سروصدا – تولید گرد وغبار- تولید زباله های ساختمانی و ... ث) مسائل حقوقی : از مهمترین آنها می توان به مسئله دید و تسلط ساختمان جدید بر روی ساختمانهای قدیمی اطراف می باشد. که خود نوعی تجاوز به حقوق خصوصی دیگران است. # یکی از راه حلهای مهم در زمینه ی تمرکز و تعادل در استقرار جمعیت در سطح کشور جلوگیری از تخریب ساختمانها و نگهداری آنها می باشد که با این کار مشکلات فوق قابل حل می شوند. #   جستجوی فرهنگ و سنت در محلات مسکونی  خدمات ناشی از صنعتی شدن کشورهای در حال توسعه 1. از هم پاشیده شدن نظام کشاورزی و سازمان اقتصادی -اجتماعی 2. مورد هجوم قرار گرفتن سریع طبیعت و افزایش آلودگی های محیطی 3. هجوم یکباره ی صنعت و دستاوردهای آن بدون توجه به آثار جانبی آن 4. پیدایش شهرهای بزرگ و متراکم 5. اختلال در نظام سطح درآمد و سرمایه های شهر و روستا 6. تغیر در نظام شهرنشنی و روستا نشینی 7. انهدام بافت های قدیمی 8. تضعیف روابط اجتماعی و فرهنگ سنتی سکونت بین ساکنین   # راه حلهای برای کاهش تضاد بین سنتهای فرهنگی با آنچه امروز در نواحی مسکونی وجود دارد : - استفاده ی صحیح از زمین – رعایت مقررات علمی شهرسازی – تعین الگوی سکونت در محلات – تهیه ی مقررات و ضوابط ساختمانی بر مبنای شرایط فرهنگی و اجتماعی – توجه طراحان و برنامه ریزان به ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی نقاط مختلف – نظارت بر مهاجرت های بی رویه – توسعه برنامه های بخشی – نظارت بر برنامه های بسازبفروشها – تامین فضای مورد نیاز محله به نسبت شعاع عملکرد آن                ____________________________________________________    فصل 4                                  تأملی بر برنامه ریزی منطقه ای در ایران بخش اول:  بهسازی # توسعه : 1.   انجام اقداماتی به منظور استفاده از امکانات منطقه ای برای رسیدن به هدف مشخص      2. آنچه که با استفاده آن بتوان سطح زندگی مردم را ترقی داد      3. رسیدن به خود کفایی در زمینه های کشاورزی و صنعت و ....   # برنامه ریزی : در یک جمله می تون گفت تلاش و کوشش در راه رسیدن به هدف است. برنامه ریزی را هم می توان چگونگی رویاروی با حل مشکلات و چارچوبی برای رشد و توسعه باشد.   # مهمترین هدف طرحهای جامع منطقه ای بهسازی و توسعه در زمینه اقتصادی و اجتماعی است . # بهسازی در رمینه برنامه های منطقه ای می تواند سه گونه توسعه در برگیرد: 1. بهسازی در ارتباط با راههای شهری 2. بهسازی در مورد نقاط روستایی 3. بهسازی به منظور ایجاد روابط متقابل بین روستایان ، شهر و منطقه   *- آثار مهاجرت روستایان به شهر عبارت است از: - افزایش جمعیت مصرف کننده در شهر – کاهش جمعیت تولید کننده در بخش کشاورزی – رشد مشاغل خدماتی می باشد   *- توجه : بهسازی امکان پذیر نیست مگر با انجام برنامه های اقتصادی و ارتقاء سطح درآمد روستایان و رشد اقتصادی مناطق روستایی. در نتیجه با توجه به مطالب فوق بهسازی در زمینه عمران منطقه ای یعنی زمینه سازی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی – اسکان صحیح جمعیت در مناطق مختلف – کمک به انجام سیاستهای اقتصادی در جهت رشد توسعه ملی – نظارت بر مهاجرت و زمینه سازی برای کاهش بحران های مربوط به کشاورزی و ....   بخش دوم :    تحول در نظام سکونت در طول برنامه گذاریهای توسعه *- برنامه ریزی بطور مدون از سال 1327 آغاز شد. *- برنامه های عمرانی قبل از انقلاب در قالب پنج برنامه ارائه شدند. *- مهمترین اتفاقات موثر بر برنامه ریزی قبل از انقلاب عبارتند از: 1. ملی شدن صنعت نفت- 2. شروع صنعتی شدن کشور- 3. تحولات ارضی در محیط های روستایی – 4. افزایش قیمت نفت. @ قبل از 1300 مهمترین اقدام در زمینه ی بهبود شرایط منطقه ای عبارت بود از : ایجاد نهر کرج بین کرج و تهران در زمان حاج میرزا آغاسی بود. @ بعد از 1300 مهمترین اقدام در زمینه بهبود شرایط منطقه ای عبارت بود از : احداث راه آهن – توسعه ی راهها – بهبود شرایط شهرها از نظر احداث خیابانها و میدانها – احداث ادارات و شهرداریها # در ارتباط با برنامه ریزی به صورت جدید اولین اقدام در سال 1316 بود با تشکیل شورای اقتصاد به پیشنهاد اداره کل تجارت بود ، بعد از آن تاسیس شورای عالی اقتصاد در سال 1323 بود. – در سال 1324 برای بهبود و اصلاح وضع کارخانجات بانک صنعت و معدن تاسیس شد. –در زمینه ی تنظیم یک برنامه برای توسعه اقتصادی کمیته ی تنظیم برنامه شکل گرفت. – در سال 1326 رئوس اصلی برنامه ای به کمک موریس نودسن برای مدت هفت سال تهیه شد. که در سال 1327 تصویب شد و رسما اولین برنامه عمرانی کشور بود. محتوای برنامه های عمرانی قبل از انقلاب برنامه اول 1327 الی 1334(7 ساله ) : برنامه اول تحت تاثیر آثار ناشی از جنگ جهانی دوم بود درنتیجه عملا 82 درصد بودجه برنامه اول به برنامه ی دوم انتقال یافت.  اهداف برنامه ی اول:  1. افزایش تولید صادرات – 2. تهیه ی مایحتاج مردم – 3. ترقی کشاورزی -4. اکتشاف و بهره برداری از معادن . # برنامه اول بیشتر جزء برنامه های بخشی بود تا برنامه ی ناحیه ای . برنامه ی  دوم  1334 الی 1341 (7ساله ): برنامه ی دوم مانند برنامه ی اول برنامه بخشی بود. و چهار بخش را در بر داشت: 1. بخش کشاورزی -2. ارتیاطات -3. صنایع و معادن -4. خدمات اجتماعی # الگوی توسعه در این برنامه کشاورزی بود. در این برنامه به دلیل اجبار در تمرکز گرایی یک عقب نشینی در زمینه ی منطقه ای کردن عملایت عمرانی صورت گرفت. برنامه ی سوم  1342 الی 1346(5 ساله) : از این به بعد برنامه های عمرانی از لحاظ زمانی 5 ساله هستند. – بخش ها به ده بخش افزایش افزایش می یابند. –الگوی توسعه بخش صنعت است. –در این زمان در طول برنامه ی سوم اصلاحات ارضی – مهاجرت برنامه چهارم 1347 الی 1351 (5 ساله ): اهداف برنامه چهارم عبارت است از : افزایش رشد اقتصادی – افزایش بهره وری از سرمایه ها با بکارگیری فن آوری جدید – کاهش وابستگی به خارج – تنوع صادرات – توزیع عادلانه درآمد به کمک سیاستهای بهزیستی و اشتغال @ اعتبار برنامه چهارم 2.5 برابر برنامه سوم بود. @ در این برنامه اعتبار بخش کشاورزی به شدت کاهش یافت. و به بخش صنعت توجه بیشتزی شد. *- در برنامه ی چهارم بجای توجه به توسعه ی شبکه زیربنای بخشها، به صنایع وابسته توجه شد. برنامه پنجم 1352 الی 1356 ( 5ساله ):در نیمه ی دوم 1351 تصویب شد. به عنوان ادامه ی برنامه ی چهارم محسوب شد.  * در این برنامه عمده ترین مشکل دولت در بکارگیری بودجه، کوبود کارگر ماهر و نیمه ماهر و مهندسین بود.* # اهداف برنامه ی پنجم : - ارتقاء کیفی زندگی مردم – حفظ رشد متوازن و مداوم اقتصادی – توزیع عادلانه ی درآمد- عدالت اجتماعی – بهبود شرایط محیط زیست – تولید کالاهای صنعتی و صدور آنها – احیاء فرهنگ آموزش و پرورش  تجزیه و تحلیل برنامه های عمرانی قبل از انقلاب * مشکل برنامه های عمرانی گذشته عدم ارتباط منطقی بین دو برنامه منطقه ای بود.  تضاد ها و تناقضات برنامه های عمرانی تضاد ها و تناقضات برنامه های عمرانی : 1. تصمیم گیریهای سیاسی در تمام تصمیم گیریهای دیگر را تحت شعاع قرار می داد. 2.. فاقد خط مشی توسعه متعادل برای مناطق مختلف بود. 3.. تاثیر هر برنامه بر برنامه ی بعدی مورد توجه قرار نمی گرفت. 4. فقدان برنامه ی توسعه و رشد با ویژگیهای کشور از مشکلات توسعه در کشور های در حال توسعه می باشد. -5. کمبود نیروی انسانی متخصص در امور برنامه ریزی کالبدی. 6.. ناهماهنگی بین سازمانهای برنامه ریزی و اجرایی # عوامل موثر بر روند شهرنشینی و روستانشینی در کشور در قبل از انقلاب: 1. انقلاب سفید 1341 و به دنبال آن اصلاحات ارضی -2. صنعتی شدن کشور طی برنامه ی سوم -3. توجه به بخش صنعت و تضعیف بخش کشاورزی -4. افزایش قیمت نفت در خلال برنامه ی پنجم عمرانی   #  مشکلات برنامه عمرانی گذشته کشور که رابطه ی مستقیمی با تنش های جمعیتی شهری و روستای داشت به قرار زیر است: - وابستگی مفرط به تخصصهای خارجی – اقتصاد ناشی از صدور نفت – عدم شناخت عوامل محیطی و ساختار سنتی – بخشی بودن برنامه ها- اجرای برنامه های موضعی در خلال برنامه های عمرانی مانند ( برنامه اصل چهار ترومن و برنامه مارشال) می باشد.     #  نتایج برنامه های عمرانی بر روند شهرنشینی : فروپاشی نظام سنتی اقتصاد اقتصاد کشور – مصرف زدگی – تمرکز سرمایه در شهرها – وابستگی به مواد غذایی خارجی – افزایش بخش خدمات – تضعیف کشاورزی – کاهش جمعیت روستا ها – عوارض زیست محیطی – رشد بی رویه ی شهرها – افزایش اشتغال در شهرها – تمرکز تاسیسات رفاهی در شهرها – رکود اقتصادی در سال های بعد از برنامه دوم   #   اقدام مهم اصلاحات ارضی و صنعتی شدن کشور که در طول برنامه سوم انجام شد را می توان مهمترین عامل تحول در نظام سکونتی کشور دانست.   # گرچه اصول برنامه ی ششم عمرانی، قبل از انقلاب مطرح شد ولب همزمانی برنامه ششم با انقلاب 1357 باعث توقف برنامه ششم شد.   @ برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بعد از انقلاب برای سالهای 62 تا 67 برنامه ریزی شده بود ولی با شروع  جنگ تحمیلی این برنامه به نیمه ی دوم دهه ی 60 موکول شد. به همین دلیل اولین برنامه عمرانی بعد از انقلاب از سال 1368 تا سال 1372 اجرا شد.   مشکلات برنامه ی اول بعد از انقلاب :  کاهش قیمت نفت – آثار بجای مانده از جنگ تحمیلی – باسازی مناطق جنگ زده و ......... * در دوران برنامه اول به علت عوامل فوق آمارگیری جمعیت به اجبار در یک مقطع 5 ساله صورت گرفت که قبلا مقطع زمانی آمرگیری 10 ساله بود.   اهداف برنامه اول: محرومیت زدایی – اولویت روستا بر شهر – اولویت مناطق محروم   @ برنامه دوم عمرانی بعد از انقلاب 1374 تا 1377   اهداف برنامه دوم : علاوه بر اهداف برنامه اول ، باسازی – بهسازی – تامین مسکن  و گسترش آموزش و عمران منطقه ای ** سال 1373 در ایران سال بدون برنامه می باشد **         ______________________________________________________ بخش چهارم                               ایجاد روستا های جدید   مشکلات روستا های : 1.. تعدد بیش از حد روستاها 2. کمبود نیروی متخصص و ناهمجواری برای احداث تاسیسات رفاهی 3.. مشکل مدیریت روستاها از نظر ایجاد قطب های اقتصادی ،کشاورزی   # *. برای رفع مشکلات روستاها از جمله تعدد و پراکندگی روستاها و مشکل تخصص و نیروی انسانی ماهر و امکانات اقتصادی ایجاد روستاهای جدید است.   ضوابط موجود در ایجاد روستاهای جدید :  1 . حدود جمعیتی روستاها 4000 تا 5000 نفر باشد  2. روستاهای جدید بیشتر برای اجتماع روستاهای پراکنده باجمعیت کم می باشد  3. نقش روستاهای جدید همان نقش روستاهای منطقه باشد با توجه به شرایط محیطی و امکانات اقتصاد .  4.روستا های جدید را می توان در جوار روستاهای پر جمعیت به وجود آید.- 5  . طرح کالبدی روستاها و نحوه ی استفاده از اراضی باید بر شرایطی محیطی استوار باشد.  6. در طرح روستاها باید شرایط اجتماعی و فرهنگی و آداب و رسوم را رعایت کرد.  7. روستاهای جدید و قابل نگهداری باید از نظر شبکه های ارتباطی باید دارای امکانات باشد  8. فعالیتهای اقتصادی بصورت توسعه تعاونیها صورت گیرد.  9. روستاهای جدید باید دارای هویت روستای باشند و از اقدامات تقلیدی به سبک شهری در روستاها امتناع شود.   ** در سال های اول دهه ی 1350 شهرک های روستائی با عنوان ( مرکز حوزه ی خدمات روستایی ) مورد توجه قرار گرفت .        ______________________________________________________ بخش پنجم                                     باسازی مناطق جنگ زده   اهداف باسازی مناطق جنگ زده : 1. باسازی به مفهوم خاص یعنی زدودن آثار ناشی از جنگ  2. باسازی به مفهوم عام یعنی توجه به مناطق جنگ زده به عنوان جزئی از توسعه ملی  3. اسکان جمعیت و پیشرفت اقتصادی – اجتماعی در مناطق تحت باسازی  4. تعین نقش و عملکرد مناطق جنگ زده در توسعه ی اقتصادی  5 . ایجاد زمینه های دفع آسیب پذیری مناطق جنگ زده در مقابل اتفاقات احتمالی.   شرایط موجود مناطق جنگ زده: 1. عمده ی امکانات اقتصادی و اجتماعی در نقاط متمرکز استقرار دارد. 2. شهر ها و روستاهای ویران شده بطور کامل شرایط قبل از جنگ را بدست نیاورده است. 3. در شرایط موجود علاوه بر صدمات ناشی از جنگ بسیاری از نقاط جنگ زده و ساکنان آن با عواملی مانند احتمال وقوع سیل – زلزله- و ... کمبود نیازهای عمومی – وسعت کم سرمایه گذاری و .... مواجه هستند.     به منظور رفع نارسای ها در دست یابی به اهداف باسازی باید به شناخت توان های محیطی زیر  پرداخته شود :  1. توان های محیطی طبیعی شامل : منابع آب – خاک – موقعیت جغرافیایی و آب و هوایی 2. توان اجتماعی و فرهنگی شامل: فرهنگ ها – گونه های اجتماعی – نیروهای مردمی – ساختار جمعیتی و شرایط معیشتی که در باسازی مورد توجه است. 3. توانهای اقتصادی شامل : توانهای کشاورزی – دامداری – صنعتی – معدنی منطقه 4. توانهای تاسیساتی شامل : شبکه ی راهها – قابلیت آنها – سدها و ... 5.  توان و شناخت تاریخی شامل: شناخت روش گذشتگان مناطق برای رفع مشکلات و عوارض و نارسای های شهری – نحوه ی سکونت – شرایط زیست – استفاده از فنون جدید   نقاط قابل لتکا در برنامه باسازی و اهداف آن: الف ) استفاده از روشهای علمی و فنی جهت جلوگیری از بی نظمی در انجام برنامه ها تا حد امکان ب) استفاده از توانهای بالقوه منطقه و بالفعل درآوردن آنها در بهبود شرایط اقتصادی – اجتماعی که در چهارچوب برنامه های جامع منطقه صورت می گیرد پ) بکارگیری نیروهای مردمی وو ساکنان شهر ها و روستاهای اطراف که خود به نحوی در سرنوشت سکونت گاه خود دخیل هستند. ت) اتکا به برنامه ریزی زمانی و بکارگیری برنامه ریزی محلی می باشد. ث) جایگاه باسازی : یعنی در همه ی زمینه ها برنامه عمرانی مشخص باشد یعنی در ضمن اجرای برنامه های عمرانی مختلف باید به طور مشخص به امر باسازی بها داده شود.   سیاستگزاری ها   # محیط زمینه ای است برای برنامه ریزی و برنامه ریزی یعنی همراهی و همکاری و ارتباط با شرایط محیط است #    مهمترین سیاستها در زمینه باسازی مناطق جنگ زده : الف) سیاستهای منطقه ای :  1. سیاست طرح برنامه = سیاستهای مربوط به جمعیت ، کالبد و تولید و .... -2. سیاستهای اجرای = سیاستهای برنامه ریزی زمانی ، ارجحیت های اجرایی ، طرح های شهری- روستای ، برنامه های بخشی 3. سیاستهای تحلیلی = سیاستهای مربوط بخ منابع اقتصادی، خدمات اجتماعی ، زیربنای ، تاسیسات کالبدی و ....- 4. سیاستهای بکارگیری معیارهای اجرایی= سیاستهای اجرایی در سطح کشور ، منطقه ، شهر و روستا و ... ب) سیاستهای درون منطقه ای : 1. تمرکز جمعیت = کاهش بحران مسکن ، توسعه ی اراضی کشاورزی ، کاهش بحران های طبیعی ، استفاده بهتر از منابع آب ، حفظ محیط زیست ، کاهش آلودگی ها – 2. اولویت مراکز روستای بر شهری – 3. سلسله مراتب پخش جمعیت -4. مشخص ساختن عملکرد اصلی اجتماعی-اقتصادی در فضا پ) سیاستهای مکان یابی: 1. عدم تجمع مراکز زیستی و مطلوبیت آرایش فضائی ، تقویت سلسله مراتب شبکه های ارتباطی ، احیاء زندگی ایلی در بهروری از امکانات ، استقرار و آرایش روستاها کوچک در کل منطقه و ایجاد یک سپر دفاعی ث) اصلاحات منطقه                     _______________________________________ فصل پنجم                 بخش اول : سازمان فضای شهر در دوران قبل و بعد از اسلام   1. عهد باستان ( پیداش تا اسلام )  الف) مادها ( قرن 9 الی 7 ق.م- سبک پارسی ) :  جامعه ماد بر اساس پدر شاهی ( ویس) بود . نظام اقتصادی بر پایه ی دامداری بود. طبقات اجتماعی مادها شمامل: - ارتشتاران – دبیران – موبدان – کشاورزان و پیشه وران بودند.   # پیشه وران را در دوران ماد ها ( کورتش ) می گفتند.   # سلسله مراتب فضاهای شهری شامل:  قصر حکومتی درداخل حصارها و و خندق ها بود.- تاسیسات نظامی و انبارها که با دیوار محصور می شدند. – محلات اشراف و تاسیسات فرنگی – محل سکونت عامه #  در دوران مادها بازار در دوره جنینی بود. * * شهر در دوره مادها دارای حصار و خندق بود که متاثر از شهر دوره آشوریان بود.  * در دوره مادها مجالس و مجامع را (هنجمن ) می نامیدند. * پایتخت مادها اکباتان بود.   ب) هخامنشیان( قرن 7 الی 4 ق.م – سبک پارسی) : + در دوران هخامنشی هر ایالات ( ساتراپ = خشترپاون ) به وسیله ی یک شهربان  و یک دبیر و سردار اداره می شود. * واژه ساتراپ به ایالاتی داده می شد که حق ضرب پول را داشت. * نظام اقتصادی هخامنشی بر پایه ی گلداری و زراعت بود. * شهر  دارای حصار بود. * سلسله مراتب فضاهای شهری شامل : کهندژ – شارستان – ربض بود * در دوره هخامنشی بازار متولد شود   پ) سلوکیان ( قرن 4 ق.م – پارسی-هلنی)  * از شاخص های مهم این دوره رواج پول – کاربرد روشهای کشاورزی – یکپارچگی بازار   * در دروه سلوکی چهار نوع شهر داریم : 1. شهرهای قدیمی و ثروتمند مانند بابل، صیدون – 2. شهرهای قدیمی ساتراپی غربی مانند اورشلیم و اوروک – 3. شهر های جدید سلوکی مانند انطاکیه و لادوکیه – 4. شهرهای که به مقام شهر سلوکی نرسیده و زیر سلطه حکومت مرکزی بودند.   # در دروران سلوکی اکثر شهرها دارای دو نام بودند که یکی از آنها فارسی و دیگری یونانی بود. مانند تیسفون ( سلوکیه ) دورا (اورپوس) .   * فرماندهی پادگان های نظامی بر عهده استراتگ ( مقامی انتخابی بود ) و اپیستات ( مقامی انتصابی بود) . * سلسله مراتب تقسیمات کشوری در دوره سلوکی شامل : - کشور – ساتراپی ( خشترپاون ) – اپارکی ( هیپارخی ) – استاتما  * در دوران هخامنشی استاتما نام ایستگاه های پستی بودند.   ت) اشکانیان ( قرن 3 ق.م الی 3 میلادی – سبک پارتی ) شاخص های این دوره ایجاد شهرهای کاروانی بودند مانند پترا و پالمیر در شمال بیت المقدس * سلسله مراتب فضاهای شهر شامل : 1. کاخ محل سکونت سلطنتی- 2. کهندژ که محل انبار و خزائن بود.- 3. شارستان محل سکونت صاحبان و ماموران بود.- 4. ربض محل سکونت مردم عادی بود که توسط دیواری از بقیه جدا می شد. * در این دوره بازار در قسمت شارستان بود. * اشکانیان پایتخت مشخصی نداشتن * سلسله مراتب تقسیمات کشوری همان تقسیمات دوره سلوکی بود فقط به آن هم روستا بعد از استاتما اضافه می شد.   ث) ساسانیان ( قرن 3 میلادی تا 7 میلادی) اقتصاد ساسانی بر پایه ی کشاورزی بود . + طبقات اجتماعی شامل : خانواده سلطنتی – روحانیون – ارتشتاران – مستخدمان ( دبیران ) – عامه مردم + روستایان و کشاورزان را استریوشان می گفتند. + صنعتگران و شهریان را هتخشان می گفتند . + به مجموع استریوشان و هتخشان مهنه می گفتند.   + در این دوره ایران به چهار بخحش (کوست) تقسیم می شد: 1. خورآسان (محل طلوع خورشید).- 2. خوربران (محل غروب خورشید.)- 3. باختر (شمال).- 4. نیمروز (جنوب) + در این دوره مرزبان را سورن می گفتند. + سازمان فضای شهر شامل: 1. کهندژ در مرتفع ترین قسمت شهر بود و نقش سیاسی-اداری داشت.( به کهندژ قبل از اسلام کیاخره می گفتند )-2. شارستان که محل سکونت مردم بود و دارای حصار بود.-3. ربض که خارج از حصار شارستان بود و شامل زمینهای کشاورزی و باغات بود. + تقسیمات کشوری شامل : کشور – ایالت (کوست) – استان – شهرستان – شهر – روستا + در شکل گیری ربض عواملی مانند مذهب و حرفه موثر بود .                    --------------------------------------------------------- دوره اسلامی در دوره اسلامی افول شارستان و رشد ربض را داریم. * همچنین در این دوره به جای شهر و روستا منطقه ی شهری داریم این به علت نزدیک بودن شهر و روستا از هر لحاظ می باشد. * انواع شهر در دوره اسلامی : 1. شهرهای جدید به عنوان مظهر و قدرت اسلامی مانند بغداد. – 2. شهرهای که در اثر گسترش حلقه های نظامی توسعه یافته اند.- 3. شهرهای جدید در کنار شهرهای قدیم مانند شیراز .- 4. شهرهای مذهبی در کنار مزار بزرگان مانند قم ، کاشان ، مراغه . -5. شهرهای که در اثر احداث مسجد یا دارالعماره ساخته شدند مانند ری و اصفهان   * در این دوره محلات اطراف بین النهرین دیوار داشتند ولی در ماوراء النهر دیوار نداشتند. * پایه های اساسی شهرهای اسلامی 1. مسجد جامع – 2. بازار – محله بود که بازار در پیرامون مسجد جامع قرار داشت و در اطراف بازار کاروانسراها بودند. و محلات مسکونی در گرداگرد بازار قرار داشتند * در اطراف شهر برای دفاع از شهر خندق حفر می کردند. * از جمله فضاهای دیگری که در دوره اسلامی رواج یافت مدرسه در جوار مسجد جامع بود و سپس میدان بود. * شکوفایی عنصر میدان را در میدان نقش جهان می توان یافت. * مهمترین فضاهای حاکم بر حیات شهر در دوره اسلامی عبارتند از: 1. فضاهای مذهبی ( مسجد) 2. فضاهای حکومتی ( کهندژ ) 3. فضاهای صنفی ( بازار ) 4. محلات * بازار در حد فاصل مقر حکومتی ( کهندژ ) و مسجد جامع قرار داشت.                                                                     ________________________________   سازمان شهری و منطقه ای از دوره اسلامی تا صفویه     مشخصه های شهر در دوره اسلامی عبارتند از 1. مسجد جامع – 2. اجرای حدود اسلامی – 3. منبر * در دوره اسلامی سازمان اداری کشور شامل 1. دیوان جندی یا عرض که وظیفه ی آن رسیدگی به کارهای لشکری بود. -2. دیوان خزانه (بیت المال) -3. دیوان خراج (وصول مالیات) -4. دیوان مظالم که وظیفه ی آن رسیدگی به مسائل حقوقی و قانونی بود.- 5. دیوان انشاء که به تنظیم رسائل دولتی و ارسال فرامین می پرداخت.   * دوران شکوفایی تمدن اسلامی از قرن سوم تا قرن هفتم هجری بود. * به گفته مقدسی  سلسله تقسیمات کشوری در این دوره شامل : 1. ولایت ( استان ) -2. کوره یا استان (شهرستان ) -3. رستاق (بخش) -4. طسوج ( دهستان ) -5. قریه (ده)   * در این دوره  از قرن سوم تا قرن هشتم هجری سه نوع شهر داریم : 1. مصر : شهری است که محل استقرار سلطان و امیر است. -2. قصبه : پایتخت و مرکز ایالتی می باشد. -3. مدینه : که مترادف شارستان در زبان پهلوی است و محل اجرای عدالت و مقر دولت و نمایندگان است.   *از قرن سوم تا ششم هجری شهرهای بزرگ را ام القری یا مادرشهر (متروپلیس) می گفتند مانند مکه – بصره – اصفهان – سمرقند – مرو   * در این دوره به بزرگترین مادر شهر امهات البلدان می گفتند که در این دوره شهر ری بود. * قرن سوم تا چهام هجری اوج شکوفایی شهرنشینی در ایران می باشد. * از قرن چهارم مدرسه در شهر ایرانی اهمیت یافت. * از سوم تا ششم اصناف دارای انجمن بودند .                                   _________________________________   دوره صفویه( قرن 9 تا 11 هجری) تا آخر دوره قاجار(1165 تا1299)   * در دوره صفویه حدود کشور از 4 بخش قبلی به 7 بخش تبدیل شود که شامل: شمال - مرکز(عراق عجم) – غرب – شرق – جنوب شرقی – جنوب غربی – شمال عربی     * دروران صفویه دوران رشد و شکوفایی شهرسازی در ایران است. * اولین طرح شهری در این دوره مربوط به طرح اصلاحی  اصفهان است با اجرای زمانی 25 ساله که توسط بهایی ارائه شد. * در دوره صفویه پرتحرک ترین قسمت شهر بازار است که خود از چند قسمت بوجود آمده که شامل : 1. راسته بازار(بازار اصلی )-2. تیم ( شبیه کاروانسرا با 200 حجره)-3. تیمچه ( 30 حجره ) -4. سرا. * رئیس هر پیشه را کلو می گفتند. * از قرن 10 تا قرن 12 هجری شهر همچنان حصار ( بارو) داشت. * در قرن 11 هجری شهر دارای شهردار نبود بلکه کلانتر بعنوان رئیس شهر بود. * رئیس امور انتظامی را داروغه و رئیس شهربانی را عسس یا پاسبان می گفتند. * کلانتر رابطی بین مردم و حکومت بود. و گردآوری  مالیات را برعهده داشت. *تقسیمات کشوری در اواخر قاجار تا سال 1316 به قرار زیر است : - کشور – ایالات ( 27 ابالت ) – ولایت ( به ریاست والی) – بلوک ( به ریاست نائب الحکومه) – شهر – روستا # * استرآباد = گرگان – خمسه = زنجان – کمره = خمین – بارفروش = مازندران  # * * سازمان فضای شهر در دوره قاجار شامل : ارگ حکومتی( بخش دولتی و حاکم نشین است) – بازار ( محل خرید و فروش است ) – مسجد جامع – محلات مسکونی * از عناصر ویژه در این دوره تکایا و حسینیه ها هستند.                                       ______________________________   فصل ششم تعاریف شهرسازی 1. مجموعه ای از آگاهی و دانش علمی ، فنی ، هنری و توسعه ای است که به سازماندهی فضای و کالبدی مجموعه های زیستی می پردازد. 2. تخصصیاست مستقل که به حل مسائل شهری و عمرانی و توسعه و تعین خط مشی های آینده ی شهرها می پردازد. 3. طراحی و برنامه ریزی توسعه شهرها است  با در نظر گرفتن ضوابط اجتماعی ، فرهنگی ، محیطی، و آب و هوایی و اقتصادی   # درجه موفقیت یک برنامه ساختمانی در ارتباط با عوامل محیطی – فرهنگی و اجتماعی است.   برای افزایش درجه مطلوبیت یک ساختمان در یک محیط شهری سنجش موارد زیر ضروری است : الف) سنجش عوامل طبیعی و ارتباط آن شامل: شرایط آب و هوایی – شیب و ارتفاع زمین و شبکه ی راهها – طبقات سازه و رابطه آن با فشار هوا- نیروی برق - تابش خورشید – ایستایی خاک عوامل طبیعی مانند زلزله و سیل   ب) عوامل اجتماعی و اقتصادی شامل: ارتباط سازه با شرایط اجتماعی- فرهنگی استفاده کننده – روابط همسایگی – چشم اندازههای طبیعی و فضای سبز- تراکم خالص و ناخالص – روحیات جمعیت ساکن – توان اقتصادی جمعیت – استقلال اجزای ساختمان – هماهنگی با سنت ها و آداب و رسوم بر حسب نوع عملکرد سازه   پ) عوامل کالبدی و طراحی شامل: هماهنگی سازه با برنامه نحوه ی کاربری زمین – ضوابط ساختمانی شهر – حدود و تراکم تعین شده – هماهنگی باساختمانهای اطراف از نظر عملکرد آن – با شبکه های ارتباطی – با قطعه بندی اراضی با توجه به حجم ساختمان و تعداد طبقات آن – زیبایی و چشم انداز به فضای باز و سبز.   ث) عوامل بافت و شکل شهری شامل : هماهنگی ساختمان از نظر مصالح ساختمانی بامحیط – هماهنگی با ساختمانهای اطراف از نظر بافت – هماهنگی در شکل و نما و فنون بکاررفته  با ساختمانهای اطراف – در ریخت و ترکیب با ساختمانهای اطراف   ج) از نظر تاسیسات شهری شامل: هماهنگی ساختمان با ظرفیت شبکه های آب و برق و ..... – هماهنگی از نظر حجم و ظرفیت ساختمان با ظرفیت شبکه های ارتباطی و عرض راهها – هماهنگی عملکرد و موقعیت سازه با نوع و درجه راهها ی اطراف – همانهگی عملکرد و موقعیت سازه با ساختمانهای همجوار.   چ) عوامل زیست محیطی شامل: جلوگیری از بروز صدا برای ساکنین – جلوگیری از ایجاد ساختمان در مسیر شبکه های ارتباطی – جلوگیری از دفع عوامل مخرب با توجه به عملکرد سازه – جلوگیری دخل و تصرف بی رویه در طبیعت – کاربرد مصالح مناسب با توجه به محیط و آلودگی های آن                                     _________________________________   شهرسازی و اقدامات راه سازی        فرودگاه ها : موقعیت آن نباید در جهت وزش باد باشد – باید تا اندازه ی از نواحی شهری دور باشد. – نشست و برخاست خای هوایی نباید از روی واحد های مسکونی باشد – احداث فرودگاه باید مطابق با توسعه کالبدی شهر باشد. – اطراف فرودگاه باید با عایق های  صوتی عایق شود. – اطراف آن را درختکاری کرد – موقعیت فرودگاه باید در ارتباط با ارتفاع و میزان موقعیت ساختمانها ی اطراف از نظر تاثیرصدا و مسیر حرکت تعین شود.    راههای آبی و راه آهن      - راه های نباید از مزارع و اراضی سبز عبور کند.           - راه ها حتی المکان از مسیر بافتهای روستایی عبور نکند.     - در مسیر راه در نواحی شهری حتی المکان از راه های کنار گذر استفاده شود.     - عرض و حجم راه های ارتباطی با عملکرد اقتصادی-اجتماعی منطقه و شهر هماهنگ باشد.    راه های درون شهری - راه های اصلی درون شهری از بافت و محلات مسکونی عبور نکند. - از احداث راه ها در مسیر ساختمانهای تاریخی و مذهبی جلوگیری شود. - از تعریض بی دلیل خیابانها و راه ها جلوگیری شود. - عرض پیادروها مناسب باشد. - راه ها و پلهای  شهر از نظر ارتفاع باید طوری باشد که رهگذران به محیط های مسکونی مشرف نشوند. - راه ها نباید از کنار نواحی که لازمه ی آن آرامش و آسایش است عبور کند. (مانند بیمارستان) -حجم راه ها باید با حجم رفت و آمد موجود آینده سازگار باشند.                                                    
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 16:51  توسط سیوان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
اسفند 1390
بهمن 1390
پیوندها
www.google.com
www.yahoo.com
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM